خرید بک لینک


خنده بیجا


صحرا نشینی سوار بر شتر بجه چموش خود شده بود و به حضور پیامبر(ص) آمد و سلام کرد، می خواست نزدیک بیاید و از آنحضرت سؤال کند، ولی شترش فرار می کرد و به عقب برمی گشت و او را از حضرت دور می کرد، و این عمل سه بار تکرار شد.

این منظره باعث شد عدّه ای از اصحاب که در آنجا حاضر بودند، خندیدند (با اینکه خنده آنها بیجا بود، آنها می بایست آن عرب صحرا نشین را کمک کنند تا سؤال خود مطرح کند ولی می خندیدند و همین باعث ناراحتی آن عرب می شد) خنده آنها و چموشی شتر باعث گردید که آن عرب عصبانی شد و با ضربتی شدید آن شتر را کشت.

اصحاب به رسول خدا(ص) گفتند: آن عرب، شتر خود را کشت پیامبر(ص) فرمود: نعم وافواهکم ملا من دمه: «آری، ولی دهانهای شما پر از خون شتر است» (یعنی شما با خنده بیجای خود آن عرب نادان را عصبانی کردید و او چنین جرمی مرتکب شد، شما در خون آن شتر بی نوا شریک هستید، چرا چنین کردید؟!)

هزار و یک داستان

نویسنده : محمد محمدی اشتهاردی


برچسب: خنده بیجا,کنترل خنده بیجا,درمان خنده بیجا,خنده های بیجا,خنده ی بیجا,جلوگیری از خنده بیجا, نویسنده: اشکان رستگار تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 0:28

صفحه بندی